السيد الطباطبائي

37

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

نزد خود براى عقل نموده است ؛ ايشان اين معانى را ردّ نموده ، و مىگويند : آنچه را كه او - كه رحمت خدا بر او باد - معانى مختلفى براى عقل ذكر مىكند ، بادّعاء اينكه اين معانى در اصطلاح ، معانى عقل هستند ؛ چنانچه بر شخص خبير و مطّلع در اين ابحاث پوشيده نيست ؛ نه منطبق است به اصطلاح اهل بحث ؛ و نه منطبق است بر آنچه عامّه مردم از غير اهل بحث ، آن را معانى عقل مىشمرند . و آنچه او را در اين واقعه افكنده است دو چيز است : اوّل : سوء ظنّ به بحث‌كنندگان در معارف عقليّه از راه استدلالات عقليّه و براهين فلسفيّه . دوّم : آن راهى را كه خود او در طريق فهم معانى اخبار پيش گرفته ، و پيموده است ؛ و آن اينست كه جميع روايات را از طريق بيان ، در مرتبهء واحدى دانسته است ؛ و آن همان مرتبه‌ايست كه افهام عامّه مردم بدان دسترسى دارند ؛ به اين دعوى كه اين مرتبه همان منزله‌ايست كه معظم اخبارى كه جواب سؤالهاى مردم را كه از ائمّه عليهم السّلام كرده‌اند ؛ مشخّص مىسازد . درحالىكه مىدانيم در اخبار ، مطالب عاليهء و نفيسه‌ايست كه به حقائقى اشاره دارد كه بدانها غير از افهام عاليه و عقول خالصه كسى دسترسى ندارد . و در يك سطح قرار دادن اخبار ، موجب شده است كه معارف عاليه‌اى كه از ائمّه عليهم السّلام افاضه شده است ، اختلاط پذيرد ؛ و بيانات عاليه بعلّت تنزّل آنها به‌منزله‌اى كه منزلهء آنها نيست فاسد گردد ؛ و بيانات ساده نيز بعلّت عدم تعيّن و تميّز ، ارزش خود را از دست بدهد . هريك از سؤال‌كنندگان از راويان احاديث ، در سطح واحدى از فهم و ادراك نبوده‌اند ؛ و هر حقيقتى نيز در سطح واحدى از دقّت و لطافت نمىباشد ؛ و كتاب خدا و سنّت رسول خدا مشحون است از اين كلام كه معارف دينى داراى مراتب مختلفى هستند ؛ و براى هر مرتبه افراد خاصّى مىباشند . الغاء كردن و ناديده گرفتن مراتب ؛ موجب از بين رفتن معارف حقيقيّه خواهد شد . دوّم تعليقهء صفحهء 104 از جلد اوّل ، كه بعد از آنكه علّامه مجلسىّ قول بعقول مجرّده را ردّ مىكند و مىفرمايد : تجرّد عقول عقلا محال است ؛ و تجرّد اختصاص بذات